هشداری درخصوص «حشیش» مصرفی در ایران // ایستگاه پیام سرا

سعید منتظرالمهدی در نشست تخصصی «سازمان‌های مردم‌نهاد فعال حوزه پیشگیری از اعتیاد، درمان و کاهش آسیب و صیانت اجتماعی» که امروز در شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: متأسفانه امروزه با پدیده‌ای با عنوان پدران غایب مواجه هستیم، مسائلی مانند پدران و مادران شاغل و فرزاندان بعضاً رهاشده و عدم ایجاد گفتمان در میان اعضای خانواده مشکلاتی همچون اعتیاد را به وجود می‌آورد.وی ادامه داد: امروزه همسالان جوانان نقش پررنگ‌تری در پیشگیری از آسیب در جوانان دارند. تمام تلاش جوانان امروز این است که کم‌ترین زمان را در خانواده بگذرانند، بر این اساس پس نقش همسالان بسیار پررنگ‌تر از خانواده است و  خانواد، محله و… پس از همسالان قرار می‌گیرد.منتظرالمهدی تصریح کرد: امروزه در دنیا اقدامات اجتماعی و امنیتی دیگر صرفاً دولت‌محور و پلیس‌محور نیست. امنیت در ابعاد مختلف زمانی محقق می‌شود که همگان به میدان بیایند و ۷۰ درصد این کار به عهده مردم است. ما باید با کمک مردم اجتماعی‌شدن مبارزه با موادمخدر را دنبال کنیم.

سخنگوی ستاد مبارزه با موادمخدر با اشاره به تلاش برای مبارزه با موادمخدر در حاشیه شهر، خاطرنشان کرد: متأسفانه فرآیند اجتماعی‌شدن افراد در حاشیه شهر به درستی انجام نمی‌شود. بچه‌های ما به مدرسه می‌روند، بازی و تقریح می‌کنند و…، اما بچه‌های حاشیه شهر خیلی وقت‌ها درست به مدرسه نمی‌روند  و از تفریحات ابتدایی محرومند، لذا باید تلاش کنیم اجتماعی‌شدن این افراد از مسیر درست خود شکل گیرد.وی با بیان این‌که «نمی‌توان همه دنیا را تغییر داد» خطاب به سمن‌های فعال در پیشگیری و درمان اعتیاد، افزود: اگر مسئولیت حل مشکلات یک محله در دست ماست، باید در آن محله کار خود را به درستی انجام دهیم. کاری که سمن‌ها در راستای مبارزه با موادمخدر انجام می‌دهند یک مجاهدت است و کار مقدسی است، چراکه همه ما اهمیت نجات یک فرد را می‌دانیم.منتظرالمهدی با اشاره به وضعیت موادمخدر در میان دانش‌آموزان، یادآور شد: خوشبختانه ۹۸ درصد دانش‌آموزان به سمت مصرف موادمخدر نرفته‌اند، اما مصرف موادمخدر توسط همان دو درصد هم خطری جدی است.

وی ادامه داد: متأسفانه بخش زیادی از مصرف موادمخدری مانند حشیش یا گل یا ماریجوآنا به دلیل عدم آگاهی جوانان است. بر اساس تحقیقات مشخص شده که تا ۴۰ درصد افراد اطلاعات کاملی از عوارض این ماده ندارند.معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت‌های مردمی ستاد مبارزه با موادمخدر با تأکید بر این‌که «دلیل اعظم روی‌آوردن جوانان به موادمخدر به دلیل فقر دوپامین مغز است»، بیان کرد: برخی از جوانان هنگامی که دچار خلاء روانی و عاطفی می‌شوند یا در کار و زندگی شکست می‌خورند که باعث کاهش ترشح دوپامین در مغز می‌شود، می‌خواهند آن را با استفاده از موادی از بیرون جایگزین کنند. وی ادامه داد: با توجه به این‌که دوپامین در مغز به صورت طبیعی ترشح می‌شود، راهکارهایی برای افزایش افزایش طبیعی دوپامین مغز وجود دارد که باید به جوانان آموزش داده شود. از جمله این راهکارها می‌توان به انجام ورزش‌های هوازی، دوش آب سرد ، مصرف خوراکی‌هایی مانند کاکائو اشاره کرد. گفته می‌شود کاکائو تلخ هم‌تراز حشیش، دوپامین در بدن تولید می‌کند.

منتظرالمهدی گفت: میزان افزایش دوپامین در حشیش‌ماده ۲ و در نوع نر آن ۴ درصد است و متأسفانه قدرت حشیش مصرفی در ایران با تغییراتی بر روی این گیاه به ۸ رسیده است. این مواد  از پرده مغز عبور می‌کند و وارد بافت میان‌مغزی می‌شود و پس از آن مغز دیگر دوپامین ترشح نمی‌کند. بر این اساس افرادی که به موادمخدر روی می‌آوردند تا ۶ ماه اول وضعیت خوبی دارند و بعد از ۶ ماه به مشکل می‌خورند.وی تصریح کرد: باید تمام تلاش ما آموزش به بچه‌ها باشد و باید آموزش مهارت‌های ۱۰گانه و نه گفتن را به کودکان آموزش دهیم.سخنگوی ستاد مبارزه با موادمخدر با اشاره به لزوم توجه به خانواده به منظور کاهش مصرف موادمخدر در جامعه، خاطرنشان کرد: در این میان ارتباط دختر با پدر بسیار مهم است. پدرانی که دختران خود را بغل می‌کنند و می بوسند فرزانشان کمتر با مشکل مواجه می‌شوند.وی افزود: بر اساس تحقیقاتی که در یک مرکز ترک اعتیاد انجام شده است ۷۰ درصد این بانوان در سبقه زندگی خود ارتباط خوبی با پدران خود نداشتند. متأسفانه بخشی از این خلاء محبت به دلیل حضور نداشتن پدر ان امروز در خانواده به دلیل کارکردن است که باید مادران این خلاء را پر کنند.منتظرالمهدی با بیان این‌که «موادمخدر جذابیت‌های خود را دارد»، اضافه کرد: مغز با وجود این که بسیار باهوش است به راحتی گول می‌خورد و اگر بتوانیم راهکاری مغز را بیابیم می‌توانیم این مشکلات را حل کنیم.

دلار هم ارزان شد هم گران! // ایستگاه پیام سرا

بانک‌ها امروز (۳۰ تیر) قیمت دلار را نسبت به روز گذشته کاهش دادند؛ به طوری که قیمت خرید دلار در بانک‌ها که در روز گذشته ۱۱ هزار و ۳۶۲ تومان بود، امروز ۱۱ هزار و ۳۱۴ تومان خریداری شد.شعب ارزی بانک‌ها امروز هر یورو را ۱۲ هزار و ۷۰۰ تومان می‌خرند که قیمت این ارز نیز کاهش داشته است.قیمتپوند انگلیس هم امروز در شعب ارزی بانک‌ها به قیمت ۱۴ هزار و ۱۶۱ تومان خریداری می‌شود.

کاهش ۵۰ تومانی قیمت ارز مسافرتی

قیمت ارز مسافرتی در بانک‌ها همچنان از قیمت فروش آن در بازار بالاتر است؛ به طوری که قیمت فروش ارز مسافرتی در بانک‌ها ۱۳ هزار و ۳۳۸ تومان اعلام شده که با احتساب کارمزد به حدود ۱۳ هزار و ۶۵۰ تومان می‌رسد.

نرخ ارز در صرافی‌های بانکی

این در حالی است که به رغم کاهش نرخ ارز در بانک‌ها، صرافی‌های مجاز بانک مرکزی قیمت دلار را نسبت به روز گذشته ۱۵۰ تومان افزایش دادند؛ به طوری که قیمت خرید دلار در این صرافی‌ها ۱۱ هزار و ۷۰۰ تومان و قیمت فروش آن ۱۱ هزار و ۸۰۰ تومان است.این صرافی‌ها همچنین، امروز هر یورو را به قیمت ۱۳ هزار و ۶۰۰ تومان می‌خرند و ۱۳ هزار و ۷۰۰ تومان می‌فروشند که نسبت به روز گذشته ۱۵۰ تومان افزایش یافته است.

مسیر آسیایی‌ها به جام جهانی قطر // ایستگاه پیام سرا

قرعه کشی مرحله دوم رقابت‌های انتخابی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر برگزار شد و حریفان تیم ملی فوتبال ایران در این قرعه کشی مشخص شدند. تیم ملی فوتبال ایران برای سومین صعود پیاپی به جام جهانی باید کارش را به زودی آغاز کند.

* گروه بندی انتخابی جام جهانی و جام ملت‌های آسیا به شرح زیر است:

گروه ۱: گوام- مالدیو- فیلیپین- سوریه- چین

گروه ۲: نپال- کویت- چین تایپه- اردن- استرالیا

گروه ۳: کامبوج- هنگ کنگ- بحرین- عراق- ایران

گروه ۴: سنگاپور- یمن- فلسطین- ازبکستان- عربستان

گروه ۵: بنگلادش- افغانستان- هند- عمان- قطر

گروه ۶: مغولستان- میانمار- تاجیکستان- قرقیزستان- ژاپن

گروه ۷: اندونزی- مالزی- تایلند- ویتنام- امارات

گروه ۸: سریلانکا- ترکمنستان- کره شمالی- لبنان- کره جنوبی

سرگروه‌های این ۸ گروه به همراه چهار تیم دوم برتر گروه‌ها به دور نهایی انتخابی جام جهانی راه خواهند یافت.

مدعیان صعود

*ژاپن 

بهترین تیم آسیا در جام جهانی ۲۰۱۸ که توانست به دور دوم این رقابت‌ها راه یابد. این تیم اولین تیم آسیایی است که موفق شده است در تاریخ جام جهانی یک تیم از آمریکای جنوبی (کلمبیا) را شکست دهد.  

کره جنوبی 

با ۱۰ حضور در جام جهانی، رکورددار حضور در این رقابت‌ها در بین تیم‌های آسیایی است.  

ایران 

بهترین تیم آسیایی در انتخابی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه که ۱۸ دیدار برگزار کرد و بدون شکست ماند.  

استرالیا

۲۲ بازی در انتخابی جام جهانی روسیه انجام داد تا به این رقابت‌ها راه یافت (یک رکورد). 

سال ۲۰۱۹ رویایی برای قطر 

– درخشش در جام ملت‌های آسیا و قهرمانی در این رقابت‌ها برای اولین بار.

– المعز علی به تنهایی ۹ گل در این رقابت‌ها به ثمر رساند و قطر در کل مسابقات تنها یک گل دریافت کرد.

– حضور در کوپا آمه ریکا و تساوی ۲-۲ برابر پاراگوئه.

خارج از مدعی‌ها

اردن – شکست برابر اروگوئه در انتخابی جام جهانی برزیل در ضربات پنالتی.  

تایلند – بعد از ۴۷ سال به دور حذفی انتخابی جام جهانی راه یافتند.  

ویتنام – صعود تاریخی به مرحله یک چهارم نهایی در جام ملت‌های آسیا.

سوریه – شکست نزدیک برابر استرالیا در انتخابی جام جهانی روسیه.  

ازبکستان – به خاطر گل زده مغلوب سوریه در انتخابی جام جهانی شد.

 

رقابت‌های آشنا

 استرالیا – اردن، برای سومین بار پیاپی در یک تورنمت برابر هم قرار می گیرند.  

ایران – عراق دقیبان همیشگی یک بار دیگر برابر هم قرار خواهند گرفت.  

اندونزی- مالزی- تایلند- ویتنام، چهار تیم از شرق آسیا در یک گروه قرار دارند.

کره شمالی و جنوبی نیز برای چهارمین بار در انتخابی جام جهانی با هم هم‌گروه شدند.

ستاره‌هایی که منتظر درخشش آنها باشید

المعز علی (قطر). آقای گل جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ 

سردار آزمون (ایران) نفر دوم جدول گلزنان جام ملت‌های آسیا

محمد السهلاوی (عربستان) زننده ۱۶ گل در انتخابی جام جهانی روسیه

احمد خلیل (امارات) زننده ۱۶ گل در انتخابی جام جهانی روسیه

پاکسازی جاده جاجرود از معتادان و موادفروشان // ایستگاه پیام سرا

گروه جامعه: سرکلانتر چهارم پلیس پیشگیری تهران بزرگ ازجمع آوری ۱۷۰ معتاد در اجرای طرح جمع آوری فروشندگان موادمخدر و معتادان متجاهر از مناطق حاشیه‌ای شمال شرق پایتخت خبر داد.

سرهنگ عبدالوهاب حسنوند پس از پایان اجرای طرح عملیاتی جمع‌آوری فروشندگان موادمخدر و معتادان متجاهر از مناطق حاشیه‌ای شمال شرق پایتخت با حضور در جمع خبرنگاران، گفت:  عملیات پلیس برای پاکسازی پاتوق های واقع شده در جاده قدیم جاجرود در هر دو مسیر رفت و برگشت توسط فرماندهی انتظامی تهران بزرگ با استفاده از تیم‌های پلیس‌های تخصصی مانند پلیس پیشگیری، مبارزه با موادمخدر و یگان‌های امداد از دیشب آغاز شد و تا حوالی ساعت دو بامداد امروز در این محدوده ادامه داشت.وی با بیان اینکه در اجرای این عملیات ۱۵ تن از فروشندگان موادمخدر در حاشیه اتوبان جاجرود دستگیر شدند، گفت: همچنین  حدود ۱۰۰ معتاد رسمی و تفننی و حدود ۷۰ معتاد متجاهر در محورهای مذکور جمع آوری شده و کار غربالگری و ساماندهی این افراد در حال انجام است.به گفته سرکلانتر چهارم پلیس پیشگیری تهران بزرگ، اجرای چنین طرح‌هایی با توجه به مطالبات و در خواست‌های مردم از پلیس در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

پیغام ملتمسانه مدافع برزیلی به زبان فارسی // ایستگاه پیام سرا

به گزارش “ورزش سه”، لئاندرو پادوانی مدافع تیم فوتبال استقلال تهران در دیدار این تیم برابر فولادخوزستان بود ولی در آن مسابقه برخوردش با آرمین سهرابیان بازیکن هم تیمی، یکی از تلخ ترین صحنه های تاریخ لیگ برتر را شکل داد و شماره 90 استقلال پس از آن روز مجبور به زندگی روی ویلچر شد و هنوز نتوانسته از این کابوس رها شود. مدافع برزیلی سابق استقلالی ها با انتشار پستی اینستاگرامی ضمن اشاره به این نکته که از باشگاه استقلال مطالبه دارد ولی آنها هیچ توجهی به شرایط او ندارند، از هواداران تیم سابقش خواسته تا برای گرفتن طلبش، به کمک او بیابند. حرف های پادوانی را در ادامه می خوانید.

ایران خانه دوم من است

وقتی بعد از مصدومیتم به برزیل برگشتم، برای من لحظه ای شادی و غم بود. شادی بازگشت به خانه ام و در کنار خانواده بودن و غم و اندوه برای ترک کشوری که از من استقبال کرد و من را به آغوش گرفت، که امروز من آن را به عنوان خانه دوم خودم می دانم. در ابتدای مصدومیتم احساس می کردم زیر پایم خالی شده و اتفاقی که برایم افتاده را باور نمی کردم ولی در عین حال از اینکه زنده بودم، خدا را شکر می کردم.

 



 

هنوز اتفاقی که برایم افتاده را باور ندارم

اعتراف می کنم که تا به امروز این اتفاق را هنوز باور ندارم ! زندگی من همیشه فوتبال بازی کردن، اردو و سفر و رفتن به بازی ها با تیم بود. برای کسانی که فکر می کنند زندگی بازیکن آسان است، آسان نیست. من وقت زیادی برای اینکه کنار خانواده ام باشم، نداشته ام. یک ماه در برزیلی می ماندم و سپس برمی گشتم به روال عادی زندگی. من فردی بودم که فوتبال را تنفس می کردم و رویای من از زمان کودکی بود. من در سن 12 سالگی به دنبال رویاهایم و کمک به خانواده ام خانه را ترک کردم.

 

پروب نداشته باشم، می میرم

امروز فیزیوتراپی می کنم و سعی می کنم، رویاها را رو به جلو پیش ببرم. برای ادرار کردن به پروب احتیاج دارم و اگر پروب نداشته باشم، ادرار به کلیه ها می رود و باعث مرگم می شود. داروهای گرانی مصرف می کنم. باید از غذاهای مقوی استفاده کنم. من خودم را از رفتن به مکان های مختلف محروم می کنم؛ به این معنا که زندگی من کاملا تغییر کرده است.

 

زندگی من مثل یک جعبه غیر منتظره است

برای افرادی که من را می شناسند یا کسی را در خانواده دارند که از صندلی چرخدار استفاده می کند، به خوبی منظور من را می فهمند. زندگی ما مثل یک جعبه غیرمنتظره است؛ ساعتی خوبیم و ساعتی نه. هیچکس جاودانه نیست. دو سال پیراهن استقلال را با افتخار و احترام پوشیدم و خودم را تسلیم تیم کردم. همیشه به تعهداتم پایبند بودم؛ همانند یک حرفه ای مثال زدنی و حالا که من به باشگاه نیاز دارم، باشگاه من را رها و به من پشت کرده است.

 



 

من در زمین فوتبال مصدوم شدم نه هنگام خوشگذرانی

من در زمین فوتبال و هنگام بازی فوتبال مصدوم شدم و نه در تعطیلات و خوشگذرانی. تا به امروز از باشگاه استقلال طلب دارم، با باشگاه که تماس می گیرم کسی جوابم را نمی دهد و هیچ توضیحی هم ندارند. اصلا آسان نیست. من مخارج زیادی دارم و کسانی به من وابسته هستند. هر روز یک مشکل برای مقابله و از همه بدتر خواستن و التماس کردن به استقلال برای گرفتن پولم؛ پولی که حق من است. من که زندگی خودم را برای این تیم گذاشتم و الان به من بی احترامی می شود.

 

به من کمک کنید حقم را از استقلال بگیرم

من می خواهم شما به من کمک کنید تا پولم را از باشگاه بگیرم، چون من با شما قوی تر می شوم. از شما به خاطر اینکه درد دل کردم، عذرخواهی می کنم، اما تنها راهی که بتوانم احساس ناراحتی و نارضایتی خودم را از مدیران باشگاه استقلال نشان بدهم، همین بود. از همه شماهایی که من را فراموش نکرده اید و پیام های محبت آمیز برایم می فرستید، تشکر فراوان می کنم. برای شما ایرانیان، قدردان ابدی ام.

آقای کریمی‌قدوسی از کجا درجه سرداری آورده‌ای؟ // ایستگاه پیام سرا

گروه سیاسی: نماینده مردم تربت جام در مجلس به بخشی از سخنان «جواد کریمی قدوسی»، یکی از نمایندگان مشهد در شهرستان تربت‌جام، به شدت انتقاد کرد.

به گزارش ایسنا، جلیل رحیمی جهان آبادی در جلسه علنی امروز (یکشنبه) مجلس خطاب به یکی از نمایندگان مشهد متذکر شد: تذکر من به آقای جواد کریمی قدوسی است، کسانی که از ایشان حمایت کردند تا این وضع در مملکت ایجاد شود؛ یکی بچه گرگ می‌پرورید چو پرورده شد، خواجه هم بر درید. وی با ادعای تابعیت غیر ایرانی داشتن برای این نماینده افزود: آقای کریمی قدوسی، طالبان یک قیف داشت که به ریش مردان می‌گرفت تا ببیند اندازه ریش آنها استاندارد است یا خیر و اگر ریش با آن قیف استاندارد نبود، مردم را کتک می‌زد.  شما چه کاره مملکت هستید که به وزیر، به رئیس جمهور و حالا به نماینده مردم در مجلس می‌تازید و بنده را غیرانقلابی خطاب می کنید؟ آقای کریمی قدوسی، شما به شهر تربت‌جام آمدید و خطاب به مردم گفتید «نماینده شما انقلابی نیست، نامه بنویسید تا وی رد صلاحیت شود». آقای کریمی قدوسی این ما بودیم که از این سرزمین دفاع کردیم. آقای کریمی قدوسی چه کسی به شما اجازه داد در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی عضویت پیدا کنید؟ چه کسی به شما اجازه داد به تمام ارکان نظام و به مردم بتازید؟ آقای کریمی قدوسی، چند روز سابقه حضور در جبهه دارید و در چند عملیات شرکت کردید؟ از کجا درجه سرداری آورده‌اید؟

عبدی: بنزین ۵هزار تومانی تاثیری بر مردم ندارد! // ایستگاه پیام سرا

گروه سیاسی: عباس عبدی (از دانشجویانی که سال 88 سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند) می‌گوید: سهم مردم از یارانه ۴۵ هزار تومان نبود بلکه ۱۵ هزار تومان بود! و بنزین ۵هزار تومانی تاثیری بر مردم ندارد! خبرگزاری فارس با این تحلیلگر طیف اصلاح‌طلب گفتگو کرده که چکیده آن را می‌خوانید:

* (با بیان اینکه راهبرد اصلاح‌طلبان بعد از سال ۸۸ نسبت به گذشته خواسته یا ناخواسته دچار مشکل شد): بنابراین در سال ۹۲ بر اساس یک دست باز به میدان نیامدند که خودشان نامزد معرفی کرده و خودشان از او حمایت کنند. به همین دلیل شخصا موافق حمایت از نامزد حتی نزدیک به اصلاح‌طلبان هم نبودم؛ چراکه اصلا چنین زمینه‌‌ای فراهم نبود؛ اما اینکه چرا دستشان باز نبود و تقصیر کیست، آن یک بحث دیگری است.

* آقای عارف در انتخابات92 خودش آمده بود و فکر می‌کرد که می‌آید و اینها هم حمایت می‌کنند. هیچ‌کس به آقای عارف نگفته بود که نامزد شود. البته حقش بود که نامزد شود و هر کسی این حق را دارد، ولی اصلاح‌طلبان به کسی نگفته بودند که برود نامزد شود و از او حمایت کنند.

* (با اشاره به اختلاف اخیر روحانی و جهانگیری): چه کار دارید گرانش کنید؟ به هرکسی سهم خودش را بدهید و بین همه توزیع کنید. خود مردم بین هم به هر قیمتی که می‌خواهند بفروشند و حتی می‌توانید از آنها مالیات هم بگیرید. کلی مصرفتان هم کم می‌شود و هیچ مشکلی پیش نمی‌آید.

* آقای روحانی فکر می‌کند که این ایده می‌خواهد دولتش را زمین بزند و این در حالی است این ایده قوام دولت است. دولتی که پول و سرمایه‌گذاری ندارد و صبح تا شب حواسش به قیمت بنزین و انرژی است، نمی‌تواند به وظایف اصلی خود عمل کند.

* (با انتقاد از سیاست‌های اقتصادی دولت نهم و دهم): سهم مردم از یارانه ۴۵ هزار تومان نبود بلکه ۱۵ هزار تومان بود و آن باقی پول را از جای دیگری داد. سهم مردم را همان ۱۵ هزار تومان باید می‌داد و اگر می‌خواست ۴۵ هزار تومان بشود، باید قیمتش را بالا می‌برد. هیچ اتفاقی هم نمی‌افتاد.

* دولت اصلا با این وضعیت می‌افتد و احتیاجی نیست که کسی دولت را بیندازد. با وضعیت فروش نفت و درآمدهای ریالی و انواع و اقسام مشکلات بودجه هزار مسئله وجود دارد.

* آقای جهانگیری خودش باید ببیند در دولت کارایی دارد یا نه؟ اگر متناسب با کارآیی که دارد کار می‌کند، می‌ماند و اگر این چنین نباشد باید بگوید من کار نمی‌کنم.

* قیمت بنزین اگر ۵۰۰۰ تومان و حتی بیشتر شود، نه قاچاق می‌شود و نه از جیب دولت می‌رود و هیچ تاثیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی هم بر مردم ندارد، چون چیزی که بر مردم تاثیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌گذارد نقدینگی است.

* روزانه به قولی شاید ۱۰۰۰ میلیارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تومان به نقدینگی اضافه می‌کنند و کک‌شان نمی‌گزد اما وقتی می‌گوییم قیمت بنزین را به مردم بدهید تا گران شود، می‌گویند این کار خطرناک است. یا مثلا در مورد برق هم همین‌طور است. اینجا خانه من ۱۸۰ متر است و برق مصرف می‌کنم و این در حالی است که یک روستایی برق زیادی مصرف نمی‌کند. ۱۰۰ کیلووات یا هر مقداری به هر نفر بدهند، روستایی هم داشته باشد و من هم داشته باشم. او اگر نخواست استفاده کند و پولش را بگیرد و من اگر بیشتر استفاده کردم پول آزادش را بدهم.

خونسردی اسرارآمیز یک قاتل غیرحرفه‌ای // ایستگاه پیام سرا

روزنامه شهروند نوشت:  نجفی را پیش از جنایت جنجالی‌اش همه می‌شناختند. فردی با اعتبار، ‏شخصیتی سیاسی بانفوذ و با منزلت؛ بعد از این قتل پر حاشیه بود که تمام مردم از ‏گوشه و کنار کشور درحال تحلیل این حادثه و چرایی این قتل جنجالی بودند. چرا ‏چنین شخصیت مهمی دست به چنین کاری زده است. نجفی را بعد از جنایت ‏همه دیده‌ایم. روزهای نخست که او را دستگیر کرده بودند، لباس مجرمان را بر تنش ‏کردند و در مقابل قاضی و پلیس و وکیل از او بازجویی کردند. خبرنگاران دورش جمع ‏شدند. نجفی خونسرد بود، نه شوکه بود و نه سعی می‌کرد در رفتارش اغراقی داشته ‏باشد. حتی عصبی هم نبود. وقتی خبرنگاران به سراغش رفتند، با خونسردی و کاملا ‏مسلط به سوالاتشان پاسخ داد و از دوربین‌ها و فیلم‌ها نهراسید. تا این‌که ٤٥ روز ‏گذشت. نجفی را این بار به دادگاه بردند. بعد از چندین روز حالا او را همچنان ‏خونسرد و با رفتاری آرام و متین می‌بینیم. در دو جلسه دادگاهش همچنان نه عصبی ‏شد، نه حرف نامربوطی زد، نه گریه کرد و حالش بد شد. سیاستمدار پرحاشیه این ‏روزها ، در جلسه دادگاهش موبه‌مو قتل را توضیح داد. روایت‌هایی را ‏مطرح کرد و حرف هیچ‌کس باعث نشد از کوره در برود. عصبی شود، گریه کند یا ‏احساساتی شود. کاملا به واژه‌ها، جمله‌ها و رفتارهایش مسلط بود. حالا باید ‏دید این رفتار از کجا نشأت می‌گیرد. اصلا از لحاظ روانشناختی درست است یا ‏نه و این‌که روند جلسه دادگاه با این رفتارها و اظهارات نجفی، ممکن است به کدام ‏سمت و سو برود. جلالی روانپزشک و عضو انجمن روانپزشکان ایران و ‏عبدالصمد خرمشاهی حقوقدان باسابقه، با تحلیل رفتارهای نجفی و روند دادگاه، ‏این موضوع را بررسی کردند. در ابتدا دکتر جلالی در گفت‌وگویی با خبرنگار «شهروند» به تحلیل رفتارهای محمد علی نجفی از زمان وقوع جنایت تا آخرین جلسه ‏دادگاهش پرداخت.‏
 
  به نظر شما نجفی با آن همه اعتبار و آبرو، حالا که به‌عنوان یک متهم در ‏انظار ظاهر می‌شود، رفتارهایش طبیعی است؟
این تحلیل دقیق نیاز به بررسی نزدیک دارد. جواب خیلی از این پرسش‌ها نزد خود نجفی است و باید او را از نزدیک ببینیم و رفتارهایش را بسنجیم. ما درحال ‏حاضر فقط یکسری پیش‌داوری‌های خودمان را بیان می‌کنیم. فکر می‌کنم که ‏از نجفی همین انتظار می‌رود که رفتارش طبیعی باشد. یعنی مجموعه زندگی‏اش راهی غیراز این باقی نمی‌گذارد که بتواند رفتاری متعادل داشته باشد. ما یک ‏نقطه بی‌تعادل در زندگی یک آدمی سراغ داریم با مجموعه چیزهایی که از او می‌‏شناسیم و در اختیار داریم. اعم از کارنامه‌ای که او در کارهایش داشته و صحبت‏هایی که همکاران او درباره‌اش مطرح کرده‌اند، خیلی با رفتارهای الانش همخوانی ‏دارد. اگر نجفی دچار فروپاشی شده باشد، فروپاشی‌اش به پیش از قتل بر می‌‏گردد. درست است که این قتل از بعد انسانی قابل دفاع نیست و بسیار تأسف برانگیز ‏است. اما نجفی فروپاشیده شده همان نجفی است که ماشه را می‌کشد. ‏
  به نظر شما بررسی رفتار نجفی بعد از جنایت می‌تواند مهم باشد؟
این نقطه‌ای که الان نجفی در آن ایستاده ارزش تحلیلی ندارد، چون رفتار الانش ‏خیلی تعیین‌کننده نخواهد بود. مهم این است که بدانیم چرا نجفی و نجفی‌ها به این ‏نقطه می‌رسند که دست به چنین کاری بزنند و کسی مثل نجفی بایستد و تپانچه را ‏شلیک کند. من فکر می‌کنم که ‏نقطه تحلیل را باید به این سمت برد که چرا چنین مردی آنچنان دچار پوچی و تهی ‏بودن می‌شود که دست به خودزنی و به حراج گذاشتن اعتبار و سرمایه و آبروی ٤٠ ‏ساله خودش می‌زند. ‏
  رفتارهای نجفی از همان ابتدا تا الان کمی خونسرد به نظر می‌رسد، به نظر ‏شما این رفتار طبیعی است؟
این نکته‌ای است که بعد از ماجرای قتل مطرح شد. من به‌عنوان یک پزشک نمی‌‏توانم نادیده‌اش بگیرم. اگر چنین آدمی در چنین جایگاهی خونسرد باشد و این روند ‏بی‌تفاوتی و خونسردی ادامه پیدا کند، باید احتمال‌های دیگر را مدنظر داشته باشیم. ‏چراکه اگر بررسی دقیق شود ممکن است مشکل مغزی وجود داشته باشد. البته تا ‏الان پزشکان این موضوع را بررسی کرده‌اند، ولی اگر رفتار ایشان سرد و بی‌تفاوت ‏باشد، این می‌تواند با آدم باوجدانی مثل نجفی ناسازگار باشد. چراکه نجفی قاتل ‏حرفه‌ای نیست و طبیعتا باید احساس گناه را در رفتارش بروز دهد. هر احساس ‏گناهی بازتابی دارد. بنابراین به نظر من باید وضع او بررسی شود. چراکه ‏آدم باوجدان باید رفتار توأم با احساس گناه داشته باشد. از طرفی هنگام وقوع حادثه‏ای یک ترومای بی‌تفاوتی در فرد می‌تواند طبیعی باشد، اما این تروما نباید طول ‏بکشد و زمانش کوتاه خواهد بود. البته باز هم می‌گویم باید رفتارهای نجفی را از ‏نزدیک دید معاینه و بررسی کرد، چراکه من اصلا ایشان را از نزدیک ندیده‌ام و روند ‏پرونده را خیلی با جزییات نمی‌دانم. ولی به نظر من باید رفتارهایش بررسی شود. ‏حداقل می‌شود گفت که یک پرسش مهم و قابل تحمل است و پاسخ این پرسش می‌‏تواند در روند قضائی هم پاسخ تعیین کننده‌ای باشد و نمی‌توان بی‌تفاوت از کنارش ‏گذشت. ‏
  به نظر شما چنین فردی با آن مقام و منزلت در جامعه، حالا که دچار چنین گرفتاری ‏شده، باید چه رفتاری داشته باشد که طبیعی به نظر برسد؟
ممکن است یک آدم بر خودش خیلی مسلط باشد، اما باز هم احساسات خود را می‌تواند ‏از طریق کلام بیان کند و وضع خودش را بعد از مدتی به زبان بیاورد. نمی‌شود ‏گفت که او همچنان در شوک قرار دارد. با این حال تا فرد معاینه نشود نمی‌شود به ‏سوال‌ها جواب داد. ‏
  می شود گفت که رفتارهای ایشان به خاطر مقام و منزلتی که در جامعه داشته و ‏همیشه به‌عنوان یک فرد مهم در اجتماع ظاهر شده است، نشأت می‌گیرد؟ ‏
خیر. باز اگر این‌طور باشد باید از لحاظ روانی تعادل خودش را از دست داده باشد که ‏بتواند همچنان درحال و هوای مدیر خودش را نگه دارد و فراموش کند که دست به ‏چنین کاری زده است. ‏

به حقوق اولیای دم هم توجه کنید

عبدالصمد خرمشاهی حقوقدان و وکیل دادگستری، با تحلیل روند دادگاه، ‏دفاعیات نجفی را مغایر با تحقیقات در دادسرا و مسیر معمولی یک پرونده جنایی ‏دانست و دراین‌باره توضیحاتی به خبرنگار ‏«شهروند» ارایه کرد: «نجفی در ‏همان روزهای نخست در دادسرا تمام جزییات قتل را کامل توضیح داد و به همه چیز ‏اعتراف کرد. قاعدتا وقتی مجرم اقرار می‌کند، باید دفاع براساس اعترافات متهم ‏باشد. یعنی جرم اتفاق افتاده، اما ممکن است در این میان دلایلی وجود داشته باشد که ‏بتواند طبق ماده قانونی استثنا قایل شد. یعنی مثلا بر علل موجه وقوع جرم تأکید کرد. ‏اما در رسیدگی در دادگاه این روند ادامه پیدا نکرد. دفاعیاتی که الان از نجفی ‏می‌شود با اظهارات در دادسرا مغایرت دارد و مسیر معمولی پرونده ادامه پیدا نکرده ‏است. به نظر من وکیل باید در مقام دفاع طوری صحبت کند که مثلا این جرم اتفاق ‏افتاده، اما به دلایل قانونی مستوجب مجازات قصاص نیست. اما دیدیم که در دادگاه ‏همه چیز فرق کرد. بحث شخص ثالث پیش کشیده شد و ایراداتی مطرح شد. در ‏صورتی‌که وقتی پرونده از دادسرا به دادگاه می‌رود، ایرادات پیش از تشکیل جلسه ‏دادگاه باید مطرح شود. آن هم به دنبال اخطاری که دادگاه به وکلا اعلام می‌کند. ‏بنابراین باید این مسائل پیش از دادگاه اعلام می‌شد نه در جلسه؛ ضمن این‌که دفاعیات ‏روال منطقی ندارد. این دفاعیاتی که الان در دادگاه می‌بینیم با نوع اقراری که ‏نجفی کرده بود، تناسب منطقی ندارد. در کنار همه اینها چیزی که به آن توجه کردم ‏این بود که در طول این چند هفته حقوق اولیای دم خیلی کمتر از مسائل حاشیه‌ای ‏دیگر در نظر گرفته شده است. یعنی درواقع کمتر از حقوق مقتول صحبت شده است. ‏اگر هم حرف‌هایی زده شده، به ضرر مقتول بوده است. کسی از خانواده مقتول ‏حمایت نکرده است. به نظر من فارغ از همه مسائلی که وجود دارد، به‌هرحال یک ‏انسان جان خود را از دست داده است. اما این موضوع در این پرونده کمرنگ بوده ‏است. وظیفه وکلای نجفی است که با توجه به این‌که ایشان اقرار کرده است، به ‏دفاع بپردازند. در چنین پرونده‌هایی یا در دادگاه به کل منکر جرم می‌شوند یا ‏بر اساس اقرار، ثابت می‌کنند که این جرم مستحق مجازات نیست و نباید قصاص ‏شود. اما در این پرونده چیزی بین این دو مورد مطرح شده است. اگر قبول شده باید ‏دفاع در همین زمینه باشد و اگر هم نه باید انکار صورت می‌گرفت، اما آرایش ‏دفاعی خوبی ندارد. درحال حاضر هم با توجه به مسائلی که دیده‌ام  و با توجه به ‏اقرار متهم، قطعا مجازات وی قصاص خواهد بود، مگر این‌که در بررسی علل جرم، شامل ‏استثنا شود که همه چیز بستگی به نظر قاضی دارد.»‏

 

حسین زمان: می‌خواهم حنجره مردم باشم و بمانم // ایستگاه پیام سرا

گروه هنری: «من عاشق ایرانم و دل‌کندن از ایران همیشه برایم سخت و عذاب‌آور بوده است‌. تلاش کرده‌ام تا حقم را بگیرم و با حضور در وطنم به فعالیت‌های هنری‌ام بپردازم. خیلی سخت بوده و خیلی ضربه خورده‌ام. سال‌های زیادی را از دست داده‌ام ولی پشیمان نیستم؛ چرا که تن به هنر سفارشی و فرمایشی ندادم. من هنرم را نفروختم و برای حفظ موقعیتم مقابل هیچ‌کس سر خم نکردم و از این بابت راضی‌ام.» این حرف‌ها را حسین زمان زده، در پاسخ به کسانی که ازش می‌خواستند او هم مانند شادمهر عقیلی برود و شانس‌اش را در جای دیگری بجوید. حسین زمان اما ماند. با این‌که هفده‌ سال ممنوع‌الفعالیت بود؛ ممنوع‌الفعالیتی به دلیلی که ادعا می‌کند که خودش هم نمی‌داند.  روزهای دوری اما انگار سر آمده و حسین زمان سوم مرداد باید روی استیج برود. با او به همین بهانه حرف زده‌ایم؛ حرف‌هایش خواندنی است.

  جناب زمان؛ به‌ سلامتی همه‌ درگیری‌ها حل شد دیگر؟ مشکل جدیدی در این روزهای منتهی به کنسرت برای‌تان ایجاد نشده که؟

نه؛ فعلا که خبری نیست و امیدوارم که تا سوم مرداد هم که قرار است کنسرت برگزار شود، مشکلی پیش نیاید.

  حالا با بازگشت بعد از هفده‌ سال دوری باید حس‌وحال خاصی داشته باشید.لابد خود را در دوره و زمان دیگری –از نظر فضای حاکم بر موسیقی- می‌بینید، نمی‌ترسید؟

البته در این هفده ‌سال من نه در غار بودم و نه خواب بوده که از همه‌چیز بی‌خبر باشم. اتفاقا مسائل جامعه و البته مسائل حاکم بر عرصه موسیقی را خیلی هم با دقت زیر نظر داشتم.

  قطعا حق با  شماست اما گذشته از شوخی؛ منظورم در کوران اجرا بود، یا تجربه عملی‌داشتن. بگذارید جور دیگری بپرسم: از نظر خودتان موسیقی ایران در این هفده ‌سال تغییرات زیادی داشته یا همان است که بود؟

نه؛ خیلی چیزها عوض شده و تغییرات زیادی را می‌بینیم. بالاخره هر چه که جلوتر می‌رویم، فضای موسیقی هم دستخوش تحولات مختلفی قرار می‌گیرد؛ به‌خصوص در کشور ما که موسیقی تغییرات و تحولات مختلفی در این سال‌ها از سر گذرانده است.

  شما این تغییرات را مثبت ارزیابی می‌کنید؟

داشتم همین را می‌گفتم که موسیقی ما در این مدت خیلی تغییر کرده است ولی این‌که این تغییرات و تحولات همه‌جا و همه‌شان دلچسب و مطلوب، یا مثبت و روبه‌جلو بوده یا نه، پاسخ قطعا منفی است.  حتی می‌توانم با صراحت بگویم که از نظر شخصی من تغییرات عرصه موسیقی ما آن‌طور که باید و شاید در جهت رشد و تعالی پیش نرفته است.

  این ناامیدی طبیعی است و حاصل از مطالعه شرایط موسیقی؛ یا بدبینی حاصل از مدت‌ها دور از عرصه‌ماندن است؟

اتفاقا خیلی هم مأیوس و ناامید نیستم. به‌ هر حال امیدوارم که با حضور هنرمندان یعنی کسانی‌که دل‌شان بیشتر می‌سوزد، برای هنر موسیقی و البته مسئولانی که متکفل هنر و فرهنگ هستند، کار درست شود. مدیران و مسئولان اگر کمی بها دهند به حوزه‌ای که زیر نظر دارند و مردم هم اگر بیشتر طالب کارهایی باشند که می‌توانند به هنر موسیقی کمک کنند؛ یعنی به‌ عبارتی اگر همه دست به‌دست هم دهند و کمک کنند، اوضاع بی‌شک درست خواهد شد.

  درباره کارهای جدید شما که بعد از هفده‌ سال قرار است شما را به میانه میدان بازگردانند، این کنجکاوی وجود دارد که کارهای جدیدتان در حال‌وهوای آثار خودتان در اوایل دهه هشتاد هستند یا این‌که سعی کرده‌اید به مدهای موسیقایی روز هم روی خوش نشان دهید؟

از نظر ماهیتی این کارها درست در ادامه کارهای سابق من هستند. بگذارید این‌گونه بگویم که کارهایی که در گذشته ارایه داده‌ام متکی بر عقاید و آرمان‌ها و باورها و ایده‌آل‌های من بودند و چون در این هفده ‌سال اعتقادات و باورهای من چندان تغییر نکرده‌اند، بنابراین ماهیت کارهایم هم طبیعتا تغییر نمی‌کنند؛ اما از تکنیک‌های نوین موسیقی، به‌خصوص در تنظیم‌ها استفاده کرده‌ایم تا تنظیم‌های به‌روزتری داشته باشیم.

  وقتی صحبت از تنظیم‌های امروزی می‌کنید، ذهن آدم می‌رود سراغ یک‌جور موسیقی ریتمیک که در سال‌های اخیر رواج زیادی داشته و به‌رغم انتقادات موجود، استقبال مردمی خوبی هم به‌دست آورده است.

نه. ببینید؛ موسیقی من به‌ هر حال یک موسیقی کلام‌محور است. کارهای جدیدم نیز این خصیصه را دارند و این ویژگی نه‌تنها در این کارهای جدید تغییر نکرده که در آینده هم اگر کاری ارایه دهم، مطمئن باشید که تغییری از این نظر نخواهد داشت. من به کلام و ترانه خیلی بها می‌دهم و اگر کارهای مرا به یاد آورید می‌بینید که کلام و ترانه همواره ارکان اصلی کارهای من است. اینها چیزهایی است که بهشان اعتقاد داشتم و بنابراین تغییر اساسی نخواهند کرد، اما در عین حال سعی‌ام بر این نیز بوده که با موسیقی روز و جدید پیش بروم و به لحاظ تکنیکی از تکنیک‌هایی که می‌دانیم و مطمئنیم که تأثیر مثبت در کار خواهند داشت، استفاده کنم.

  آقای زمان در اواخر دهه هفتاد و اوایل هشتاد در دنیای موسیقی ایران عده‌ای فعالیت داشتند که اغلب‌شان هم موفق بودند و توانستند آبرو و اعتباری برای موسیقی پاپ بعد از انقلاب رقم بزنند. در این هفده‌ سال ممنوع‌الفعالیتی به این فکر نمی‌کردید که از این جمع چرا این اتفاقات تنها برای شما رخ داد (و البته یک نفر دیگر که مجبور شد مهاجرت کند و کارش را آن‌سوی مرزها ادامه دهد)؟ اصلا می‌توانید به این پرسش پاسخ دهید که چرا فقط شما؟

حقیقت ماجرا این است که حتی امروز هم نفهمیده‌ام که چرا این ماجراها برای من پیش آمد و چرا اجازه ندادند کار کنم و هیچ‌گاه هم هیچ‌کس جواب درست‌وحسابی و منطقی نداد که مشکل من چه بود و براساس چه قانونی منِ حسین زمان نباید کار می‌کردم.

  اما بالاخره تحلیلی برای خودتان دارید که…

شاید تنها شاید، یکی از دلایلش این بوده که من در عرصه هنری فراتر از خواندن صرف عمل می‌کردم؛ چون من اعتقاد داشتم که وظیفه یک هنرمند این است که با مردم باشد، در فعالیت‌های اجتماعی شرکت داشته باشد، از جامعه و از مسائل جامعه دوری نداشته باشد، جایی‌که حس می‌کند باید به نفع مردم حرفی بزند، خودش را سانسور نکند و حرفش را بزند؛ ولی متاسفانه در جامعه ما هر کس بخواهد به این شکل عمل کند، خواسته یا ناخواسته آماج حملات مختلف گروه‌های گوناگون قرار می‌گیرد و درنهایت هم انگ سیاسی بهش می‌چسبانند چون از حنجره اقشار هنرمند، هر صدای مخالفی، ولو این مخالفت‌ها از روی دلسوزی و برای مردم باشد، به فال نیک گرفته نمی‌شود. بنابراین فکر می‌کنم ماجرای این هفده سال، شاید به‌خاطر این مسائل بوده؛ وگرنه من نه جرمی مرتکب شده‌ام، نه خلافی کرده‌ام و نه هیچ‌ کار دیگری- که بابت‌اش مجازات شوم و متاسفانه هیچ‌وقت هم کسی به من نگفت چرا باید این سال‌های طولانی دوری از کار را تاب بیاورم.

  یادتان است چه زمانی فهمیدید که دیگر نمی‌توانید بخوانید؟

گفتم که؛ هیچ‌گاه رسما بهم نگفتند ممنوع‌الفعالیت‌ام. فقط بعد از کنسرتی که ‌سال هشتاد برگزار کردم، از ‌سال بعدش هر جا خواستم کنسرت بدهم، مانع‌تراشی کردند. جایی‌ هم که اقدام کردیم برای کنسرت، آمدند جو کنسرت را به هم زدند، نگذاشتند بلیت‌فروشی شود یا حتی اجازه ورود به سالن ندادند.

  بله؛ یادم است ماجراهای کنسرت‌های ساری و حتی آبادان رسانه‌ای هم شد.

بله؛ کنسرت ساری عجیب بود. آن زمان سردار مرتضی طلایی فرمانده انتظامی استان مازندران بودند. یادم است در آن کنسرت نیروی انتظامی جلوی فروش بلیت را گرفت و وقتی وارد سالن شدم، دیدم هیچ‌کس نیست.

  یعنی مردم یا نتوانسته بودند بلیت بخرند یا جلوی در سالن از ورود آنها جلوگیری شده بود؛ درست است؟

بله. در کنسرت آبادان هم وقتی قصد داشتم با هواپیما به آبادان بروم، گفتند شورای تأمین مخالف رفتن من به آبادان است چون اصلا امکان برگزاری کنسرت وجود ندارد؛ یعنی گفتند که از طرف شورای تأمین دستور داده شده کنسرت من برگزار نشود.

  در این سال‌ها نمی‌گفتند که چه زمانی این ماجرا تمام خواهد شد؟

زمان آقای احمدی‌نژاد رفتم ارشاد ببینم چه می‌گویند که گفتند از بالا دستور داده شده به من مجوز ندهند. هر چه پرسیدم بالا یعنی کجا؛ توضیحی ندادند. در دور اول ریاست‌جمهوری آقای روحانی هم دنبال کار را گرفتم اما آن‌بار نیز همان جواب قبلی را دادند تا این‌که همین اواخر تهدید کردم می‌آیم جلوی وزارت ارشاد بست می‌نشینم که این‌بار از دفتر موسیقی خواستند چند تا کار منفرد به صورت تک‌آهنگ تولید کنم و برای مجوز اقدام کنم که همین کار را هم کردم و درنهایت مجوز را گرفتم.

  ظاهرا در این دوره ممنوع‌الفعالیتی چند کار ازتان منتشر شده است؛ البته این را به نقل از رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها می‌گویم.

دو آلبومی که در سال‌های ٨٥ و ٨٨ منتشر شدند، قراردادهای‌شان قبل از ممنوعیت من بسته شده بود و متعلق به شرکت سروش بودند که همان شرکت هم آنها را منتشر کرد.

  آقای زمان با این ماجراهایی که گذرانده‌اید، هنوز هم همان نگاه آرمانی را به وضع هنرمند در جامعه دارید؟ این‌که عکس‌العمل نشان دهید در مقابل گژی‌ها و ناراستی‌های اجتماعی- سیاسی؟

بله؛ من برای هنرمند یک رسالتی قائلم. از نظر من هنرمند باید اولا دردهای جامعه‌اش را بشناسد، غافل از اتفاقاتی که در جامعه رخ می‌دهند، نباشد و همپا و همراه با مردم حرکت کند. قاعدتا اگر کسی بخواهد این رسالت را درست بهش عمل کند، یکی از مهمترین وظایفی که در کارهای هنری بر دوش‌اش خواهد بود، آگاهی‌بخشی و روشنگری خواهد بود. این آگاهی‌بخشی و روشنگری ممکن است که آن پس و پشت‌اش نیت سیاسی هم وجود نداشته باشد و مثلا تنها موتور محرکه‌اش دلسوزی برای مردم و جامعه باشد؛ مثلا هنرمندی که می‌بیند مردم کشورش دارند از فقر رنج می‌برند. حالا هنرمند در شکل درست و متعهدش باید این معضل را بازتاب بدهد ولی مشکل از این‌جا آغاز می‌شود و می‌رسد به جاهایی که می‌دانیم و می‌دانید و دیده‌ایم و دیده‌اید. در حالی ‌که چاره‌ای هم برای هنرمند وجود ندارد. ما که تمام زندگی‌مان عشق و عاشقی نیست که فقط عاشقانه بخوانیم، با این‌که عاشقانه‌خواندن هم لازم است و من خودم هم چندین و چند کار عاشقانه دارم ولی حتی همان‌جا هم که عاشقانه خوانده می‌شود، باید قداست عشق را پاس بداریم و هر چیزی را به‌ نام کار عاشقانه تولید نکنیم و نخوانیم. در یک کلام باید احترام بگذاریم به چیزهایی که ارزش دارند.

  یعنی واقعا در اجرای ترانه‌ها این مسائل اهمیت داشتند برای‌تان؟

این رسالتی است که من برای هنر قائلم و خودم هم سعی کرده‌ام بهش پایبند باشم.

  همین شده که این‌قدر آزادانه کار کرده‌اید دیگر! حالا گذشته از این موارد؛ می‌توانید درباره کارهای آینده‌تان بگویید؟ علاوه بر این کنسرتی که در راه است، در فکر آلبوم هم هستید؟

نه فعلا قصدی برای تولید آلبوم ندارم.

  چرا؟

چون حقیقتش آلبوم خیلی هم توجیه ندارد؛ این روزها. بیشتر کسانی هم که آلبوم تولید می‌کنند، هدف‌شان بهره‌برداری تبلیغاتی است و نه مثلا بهره مالی. حتی از این هم بدتر، تولید آلبوم این روزها از نظر مالی نه‌تنها منفعتی ندارد که ضرر هم دارد. برای همین، من‌ هم با توجه به اوضاع و احوالی که دارم، خیلی دنبال تولید آلبوم نیستم و سعی می‌کنم همین‌طور روند تولید تک‌آهنگ‌ها را ادامه دهم و اگر هم مشکلی پیش نیاید، هر از چندی یک اجرای زنده هم داشته باشم.